ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

182

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بغراخان كوشيد آنان را نزد خود حاضر يابد . حاضر نشدند ، پس طغرل‌بيك را گرفته و اسير كرد داود و عشايرش و كسانى كه پيرو آنها بودند شوريدند . بغراخان قصد كرد از برادرش هم نجات يابد و سپاهى بسوى داود و عشايرش گسيل داشت ، و جنگيدند و سپاه بغراخان منهزم گرديد و كشتار بسيارى از آنها شد و داود برادرش طغرل‌بيك را آزاد كرد و از آنجا به جند رفتند كه نزديك به بخاراست و در آنجا اقامت نمودند . همين كه دولت سامانيان منقرض شد و ايلك خان بخارا را تصرف نمود . جايگاه ارسلان بن سلجوق عم داود و طغرل‌بيك در ما وراء النهر بزرگ شد . على تكين در زندان ارسلان خان بود و از آنجا بگريخت و او برادر يلك خان بود و خود را به بخارا رساند و بر آنجا مستولى گرديد و با ارسلان بن سلجوق متفق گرديد و نيرو يافتند و كارشان مهم و بزرگ شد ، ايلك خان برادر ارسلان خان قصد آنها كرد و با آنها جنگيد ، او را منهزم نموده در بخارا باقيماندند على تكين نسبت به بلادى كه در جوار بخارا واقع شده بود . با محمود بن سبكتكين در معارضه و مخالفت زياده‌رويها ميكرد . و راه بر رسولانى كه محمود بپادشاهان ترك روانه ميداشت ميبريد ، و همين كه بنا به آنچه كه بيان كرديم ، محمود از جيحون گذشت على تكين از بخارا بگريخت . و با ارسلان بن سلجوق و جماعت او بدشت و بيابان شن‌زار كوچ كردند . و در آنجا از آسيب‌پذيرى از جانب محمود در پناه بودند . محمود نيروى سلجوقيان را بديد و شوكت و كثرت عدهء آنها را خوار مايه ندانست . پس با ارسلان بر وى ورود كرده يمين الدوله بيدرنگ وى را دستگير و در قلعه‌اى زندانى نمود و چادرها و ابه‌هاى آنها را غارت كرده . آنگاه با رأى زنان از خواص دستگاه خود مشورت خواست كه بخاندان و عشيرهء او چه بايد كردن ، ارسلان جاذب كه بزرگترين اخصاء او بود بوى مشورت داد كه آنان را عقيم سازد تا نكند تير اندازانى ببار آرند و يا آنان را در جيحون غرق و بامواج آب سپارد . محمود به او گفت : تو چه اندازه سنگدلى ! سپس امر كرد از جيحون بگذرند . و آنان را در نواحى خراسان پخش و پراكنده ساخت